وفا ...؟!

وفا ...؟!

هه ...؟!

سگِ گله ام را با گرگ دیدم ...

 

مرجان سرخ

/ 13 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mohammadreza

مهم نیست عمر کوتاه باشد یا بلند مهم ، نفس هایی ست که با تو کوتاه و بی تو بلند کشیده می شود

mohammadreza

همه ی کارهایت را بخشیدم جز آن تردید آخر هنگام رفتنت که هنوز مرا به برگشتنت امیدوار نگه داشته

mohammadreza

بــــــهانه گـــــــیر زبــــــــــان نفهم دلـــــــــــم را مـی گویـــــــــــــم آخــــــــر تــــو را از کـــــــجا برایش بـــــــــیاورم

mohammadreza

بغض که کنم حتی اگر دنیا را هم بیاورن چیزی بجز آغوش او آرامم نمی کند

mohammadreza

متنفرم از تمام قهوه های تلخی که تو را قسمت فالـم نمی کند

mohammadreza

شب که می شود نبودن هایت را زیر بالشتم می گذارم و شجاعتم را زیر سوال می برم دوام می آورم تا فردا ؟

mohammadreza

هیچ چیز دلنشین تر از این نیست که مدام نامت را صدا بزنم با یک علامت سوال ... ؟ و تو با حوصله جواب بدهی جـــــــــــون ِدلــــم ؟

mohammadreza

دِلـــم چـِـه کــودکــانــه بَهــانــه ی تــو را می گیـــرد امـــا تــو بـــزرگـــانــه بِــه دِل نگیـــر فقـــط بگــــو : کــــودکـــ است نـِـمی فهمــد

mohammadreza

حــال ِ مــن خــوب است امــا عــالی می شــوم وقــتی کــه تــــو ... با نگــرانی در آغوشــم می گــیری و می گویــی : نــه عــزیزم ، تو خــوب نیســتی ...

mohammadreza

گفته بودی پاییز که تمام شود به سراغ رویاهایم می آیی تا دلت را پیشکش عاشقانه هایم کنی من جوجه هایم را شمرده ام ببین ... تو نیامدی