شـدم سنـگ ...

+ چـرا همـیشـه مـن درک کنم ،

مـن کوتـاه بـیام ، مـن قـورت بدم ، مـن مراعات کنـم ،

مـن محـبت کـنم ، مـن . . . . .

اصـن مـن اینارو انجام بـدم

مگـه نمیـگن از هر دس بـدی از

هـمون ....؟

پس چـرا تمـوم توقـع ها 1 طـرفه اس ؟

مـن و با فـولاد اشـتبا گرفـتن ...

منـم آدمم بـابـا ،

بیـشتر از همـه هم بـه رعـایت ایـن چیـزا احـتیاج دارم ...

انقـد که اینـجوری بـود ، شدم

پر از غــرور ، شـدم سنـگ ...

پس هــــــــــیس ..+


/ 8 نظر / 16 بازدید
ذکریا

دیشب پشت چراغ قرمز یه دختره خشگل و ناز توی یه سانتافه بود ... براش دست تکون دادم ، اونم همینکارو کرد و بوسم برام پرت کرد ! خلاصه عشق وصفا و صمیمیت .. خیلی خوشگل داشت پا میداد . .. . فقط تنها ایرادی که داشت این بود که سنش حدودِ 4 یا 5 سال بود ایام به کام[گل]

مائده

هرگز برای عاشق شدن به دنبال باران و بابونه نباش گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند

مائده

ممنون سارای عزیز.زیبا بود...

raha

خنده بهترین اسلحه جنگ با زندگیه امیدوارم همیشه مسلح باشی ! + آپم !!!![چشمک]

رها

نسیم دانه را از دوش مورچه انداخت! مورچه دانه را دوباره بر دوشش گذاشت و به خدا گفت: گاهی یادم می رود که هستی,کاش بیشتر نسیم می وزید!

سلام ساراجان خوبی؟ صبح بیدار شدم دلم افتاد این ور...درسته بی معرفتم ولی گفتم سری بهت بزنم... خوشحالم که هستی.. شاد باشی همیشه

نازنین زهرا

همه چیز شدیم تازه اخرش میگند باعث این جدایی خودت بودی[دلشکسته]